![]() |
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||
|
نکته : بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله ربّ العالمین ، و صلوات الله و سلامه ورحمته و برکاته علی عبده و رسوله محمّد ـ صلّی الله علیه وسلّم ـ الّذی شیّدارکان الایمان والسلام ودمّر بنیان الشّرک والضّلال ، وعلی آله واصحابه المجاهدین المخلصین والحقنا الله بهم فی الدّنیا والّدین . ایّها المسلمون ! اوصیکم ونفسی وارجو لی ولکم التوفیق فی امر الدنیا والاخره .
بسم الله الرحمن الرحيم مردم شريف و آگاه!
با تشكر 8/3/1387 به نام خدا مقدمه آنچه پیش روی شماست، ترجمهای از یک پرسش و پاسخ است که تاریخ آن به آذر ماه سال1371برمیگردد. درآن زمان کاک احمد ماههای آخر زندان و زندگی مبارکش را میگذراند. در ملاقاتی که دست میدهد، پرسشی دربارهي ايمان و كفر مطرح میشود و ايشان با توجّه به محدودیّتهای مختلف پاسخ مختصری را بیان میکند. ایمان و کفر سؤال: مدّتی است سؤالی برایم پیش آمده است و متأسّفانه کمتر توانستهام خدمت شما برسم و آنرا مطرح کنم؛ آن پرسش هم این است که: در نوارهای ضبط شده و صحبت های مجلسی شنیدهام که فرمودهاید: اکنون من نمی توانم در دنیا کسی را نام ببرم که بتوان عنوان «کافر» را بر او اطلاق کرد. در حالی که در دوران پیامبر(ص) و در زمان خلفای راشدین (س) جنگهای متعددی به نام جنگهای «کفر و اسلام» رخ داده است و در دوران خلافت حضرت ابوبکر(س) پس از رحلت پیامبر(ص) افراد و قبایلی از ادای زکات خودداری کردند. و همین امر باعث شد که اعلام جهاد کند تا جایی که فرمود: «حتّی اگر مرا همراهی نکنید به تنهایی وارد جنگ با آنها می شوم.» آیا این مطلب با نظر شما مغایرت ندارد؟ لطفا مسأله را تبيين فرماييد. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ این سؤال، بخش کوچکي از موضوعی کلی، یعنی سیاست بین المللی اسلام است. در حاشیهي کتابِ«در بارهي کردستان»، کوتاه و عنوانوار، در بارهي برخی از اصول سیاست اسلام- چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی- توضیحاتی دادهام. البتّه توضیح هم نیست، بلکه اشارات بسیار مختصری است که اگر توضیح داده شود، بسیار مفصّل خواهد بود؛ زیرا، از زمانی که در دنیای اسلام، «حکومت شوری»را از بین بردند و حکومت استبدادیِ فردی را جایگزین آن کردند، حاکمیّتِ سیاستِ اسلامی از بین رفت. البتّه منظور این نیست که به طور کلّی از میان رفت؛ بلکه مبانی حکومتیِ حکومتها، بر اساس سیاست اسلامی نبود. خود حکومت استبدادی و همفکرانش گرچه گاه گاهی موافق اسلام بودند، ولی هر طور که می خواستند- ولو مخالف با اسلام- حکومت می کردند؛ چون سرشت و مصلحت حکومتهای استبدادی چنین است.
|
|
|
|||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||